
«مردی ۲۹ ساله و متاهل هستم که ۲ سال است ازدواج کرده ام. آیا برقراری رابطه زناشویی به دفعات زیاد برای من و همسرم ضرر دارد؟
قبل از پاسخگویی به پرسش بالا باید سوال کنم که اصولا منظورتان از کلمه «زیاد» چیست؟ برای برقراری روابط زناشویی در روز یا هفته، عدد و رقم خاصی ذکر نشده است. عده ای سوال می کنند که مثلا در دهه چهارم زندگی چند بار روابط زناشویی در هفته لازم است درحالی که به هیچ وجه در مورد دفعات برقراری رابطه طبیعی در سنین مختلف عدد و رقم وجود ندارد و رابطه زناشویی مانند بیماری قند یا دیابت نیست که مثلا بگوییم اگر قندخون بالاتر از ۱۰۰ میلی گرم در ۱۰۰ میلی لیتر خون باشد، غیرطبیعی است. از آن طرف، میل جنسی زیاد را نباید با بیش فعالی جنسی که روان شناسان و روان پزشکان آن را «اختلال رفتاری» محسوب می کنند، اشتباه گرفت. بیش فعالی جنسی عبارت از تمایل و احساس نیاز مرضی به برقراری رابطه زناشویی است، به طوری که فرد مبتلا مثلا با ۲۰ ۱۵ بار برقراری رابطه در روز هم ارضا نمی شود اما در شرایطی ممکن است مردی در روز ۳ بار رابطه زناشویی داشته باشد ولی این حالت بیماری به شمار نمی رود.
به علاوه، دفعات روابط زناشویی به نیازهای طرفین بستگی دارد و ممکن است یک زوج ۳۰ ساله با ۲ بار برقراری رابطه در هفته نیازهایشان برطرف شود ولی زوج ۳۰ ساله دیگر با ماهی یکبار رابطه نیازهایشان برطرف شود. برخلاف تصور عام، رابطه زناشویی هیچ گونه اثر سوئی بر بدن ندارد و این باور که هر بار رابطه زناشویی باعث مصرف هزاران کالری انرژی و از بین رفتن مقادیر زیادی ویتامین و موادمعدنی از بدن می شود، کاملا نادرست است.
۶۰درصد حجم منی ترشحات پروستات و حدود ۴۰درصد بقیه ترشحات کیسه منوی است که فاقد هر نوع ویتامین، کلسیم و… است. عده ای حتی پا را از این فراتر گذاشته و بر این باورند که نزدیکی باعث پوکی استخوان و کاهش دید می شود که به هیچ وجه صحت ندارد اما با این حال گاهی دفعات روابط زناشویی و درخواست از طرفین به میزانی است که باعث ایجاد مشکل در زندگی روزمره می شود. در این موارد است که تعدد روابط مشکل ساز می شود، آن هم نه مشکلات جسمی، بلکه مشکل در رابطه با همسر، کارهای روزمره و شاید هم آثار سوءروانی.
به همین دلیل در مواردی که میل جنسی زیاد است (و مرضی هم نیست) با توجه به تجربه های به دست آمده باید به ۲ نکته مهم توجه داشته باشید؛ معمولا علاقه یا نیاز جنسی زوج ها کاملا با هم منطبق نیست و درمواردی که این نداشتن تطابق اندک است، طرفین با تعدیل در میل جنسی به حالت تعادل می رسند و زن و شوهر بدون مشکل در کنار هم زندگی و نیازهای جنسی همدیگر را برطرف می کنند ولی مشکل زمانی ایجاد می شود که این نداشتن تطابق زیاد باشد. مثلا مرد یا زنی تمایل داشته باشد ۳ ۲ بار در روز رابطه برقرار کند ولی همسرش حتی تمایل به برقراری یکبار رابطه در ماه هم نداشته باشد. در این موارد مشکلات پیچیده می شود و حتی کار به جدایی می کشد. به همین دلیل توصیه می شود قبل از ازدواج از میزان نیازهای جنسی همدیگر برآوردی دقیق داشته باشید.
نکته مهم دیگر، منجر شدن میل جنسی زیاد به اختلال در کار روزانه و روزمره زندگی است. مثلا اخیرا زوجی به کلینیک مراجعه کرده بودند که رابطه زناشویی کاملا طبیعی داشتند و نیازهای آنها نیز تطابق خیلی زیادی با همدیگر داشت و زندگی مشترک ایده آلی داشتند ولی خانم به شدت مضطرب و ناراحت بود و می گفت در برقراری رابطه زناشویی هیچ مشکلی ندارد و میل جنسی اش به همان اندازه شوهرش است ولی کار به جایی رسیده که می خواهد تقاضای طلاق بدهد چراکه ۷ سال است ازدواج کرده اند و در این مدت تقریبا از ۷ روز هفته حتما ۵ روز شوهرش او را برای برقراری رابطه زناشویی ساعت ۳، ۴ یا ۵ صبح بیدار می کند. علاوه بر این، حتی در بیشتر زمان هایی هم که خسته هستند، شوهرش اجازه ۱۵ دقیقه استراحت هم به وی نمی دهد و درخواست فوری و فوتی برای برقراری رابطه دارد. اینگونه مسائل به تدریج باعث تنفر فرد از رابطه زناشویی می شود و حتی ممکن است مثل این زوج، باعث شود همسر از فرط استیصال تقاضای جدایی کند.
دکتر محمدرضا صفرینژادv

از دست دادن نعوظ حین رابطهجنسی
ابتدا باید متذکر شویم که این پدیده ای بسیار متداول بین مردان است و ممکن است در هر سنی از زندگی جنسی ایجاد شود. مسائلی همچون استرس، اضطراب و درگیریهای فکری از عوامل مهم محسوب می شوند. از دست دادن نعوظ ممکن است منجر به مشکل روحی شود که به دو دلیل اصلی اتفاق میافتد:
- ناتوانی در اثبات مردیت خود
- ناتوانی در ارضای شریک جنسی
این دلایل موجب میشود که مرد دچار فروپاشی احساسی فوری شود و وارد حالتی از اضطراب و تشویش گردد که فقط وضعیت را بدتر میکند.
باید بگوییم که در اکثر موارد–بهویژه درمیان جوانان–از دست دادن نعوظ با عوامل روحی-روانی ، مثل «اضطراب عملکرد»، مرتبط است که موجب از دست دادن نعوظ قبل از وارد شدن آلت جنسی مردانه به واژن همسر یا در زمان کشیدن کاندوم روی آلت جنسی اتفاق میافتد.
در چنین مواردی به هیچ عنوان نباید بترسید یا مضطرب شوید. سعی کنید ریلکس کنید و به رابطهجنسی بعنوان عملی فوقالعاده که قرار است آخر آن به شما نمره بدهند فکر نکنید. فقط به این فکر کنید که هیجان خود را در محیطی کاملاً طبیعی بدون نگرانی ارضا کنید.
حتی اگر جوان هستید و مشکل جسمی دارید، میبایست با این مشکل برخورد کنید. سعی کنید با یک متخصص مشورت کنید تا روش درمانی مناسب برای وضعیتتان ارائه کند.
در بزرگسالی، علت از دست دادن نعوظ معمولاً ذات هورمونی یا عروقی دارد. بعد از ۵۰ سالگی، مشکل کاهش تستوسترون مطرح میشود که موجب بدکاری نعوظ یا در موارد حاد ناتوانی جنسی میگردد.درمورد از دست دادن نعوظ به دلیل مشکلات عروقی، درک مکانیزم آن کار را راحتتر میکند: گردش خون به آلتجنسی کاهش یافته و در نتیجه آن نعوظ دچار مشکل میشود.
نوشیدن الکل و مصرف انوع مواد مخدر نیز می تواند یکی از دلایل از دست دادن نعوظ باشد.داروهای مربوط به بدکاری نعوظ، ارکتو (Erecto)، ویاگرا (Viagra)، سیالیس (Cialis) و لویترا (Leviytra) هستند که به بالا بردن گردش خون در آلتتناسلی کمک میکنند.
باید بدانید که حتی در سنین بالا نیز علت از دست دادن نعوظ ممکن است روانی باشد. دلیل آن ممکن است مثلاً استرس محل کار یا مشکلات روابط باشد.در اینگونه موارد، مهمترین مسئله این است که نترسید و بهترین راهکار را برای مشکلتان پیدا کنید، سعی کنید درک کنید که افراد بسیار زیادی مشکل شما را دارند و درمانهای موثری برای آن وجود دارد.v

گاهی حوصله مرا هم ندارد، دلش میخواهد تنها باشد، اما من زن گرفتهام تا از تنهایی درآیم. به خودش هم گفتهام اگر قرار بود تنها باشی، چرا ازدواج کردی؟ از وقتی یادم میآید اهل رفت و آمد بودم. روزی نبود که در خانه باشم، یــا با خـانوادهام بیرون بودیم یـا مهمان داشتیم یا با دوستانم به گشت و گـذار بودم. همیشه دلم میخـواست همسری مانند خـودم داشته باشم تـا همراه و همگام من در جمع باشد، ولی نمیدانم چرا به پای عشق در یک نگـــاه سوختم. دلم نمیخواهد ناراحتش کنم، اما دیگر از این وضع و بیحوصلگیهایش خسته شدهام …
دمی سکوت و تنهایی و دیگر هیچ …
دلتان نمیخواهد در جمع و چشم باشید. این را به همسرتان هم گفتهاید، ولی او درست برخلاف شما به مناسبتهای مختلف جشن میگیرد و به قــول خودتان ادای آدمهـای خوشبخت را در میآورد. حتی دوران عقد را رویــایی کرده و گهگاه با حضور دوستانش شب شعر میگیرد یا شما را به ضیافتهای ناگهانی دعوت میکند و چقدر عصبـانی میشوید. بیشتر از اینکه قـبلاً گفتهاید دوست ندارید، امـا او هم دلیل دارد و آن اینکه زندگی را اینگـونه دوست دارد.
به نظر شما زیاد هم جالب نیست آدم بخواهد همیشه در اختیار خود و دلش قرار بگیرد، پس آرامش و سکوت کجاست. دلتـان برای تمام اوقــات مجـردی تنگ شده، همـه آنوقتهـایی که خـودتان را با کتاب و فیلم مشغــول میکردید و کسی سراغتان را نمیگرفت، ولی قبول کنید حال که عقد کردهاید بهترین فرصت را برای تمرین و رهـایی از عادات قبل خواهید داشت، پس به تدریج شروع کنید.
چه شود؟
فکـرش را بکنید همسران در معاشرت به تفــاهم نرسند؛ درست زمانی که مرد یا زن دلش میخـواهد همسرش در حضـور همکاران و اقوام باشد و ازدواج خود را اعلام کند، همسرش هوس تنهایی به سرش بزند و تازه این دفعه اول و آخرش هم نباشد. هر بار به یک بهانه از حضور در جمع طفره برود و یا با عذرهایی نابهجا از جماعت دور شود. یا همسری که تمام وقتش به کــار و درس گذشته و همه دوستانش همان همکلاسیهای دانشگاه یا همکارانش هستند نمیتواند به یکباره از عادات خود دور شود و بشود یک ایدهآل اجتماعی برای نیمه گمشدهاش. به تدریج این رفتارها در دوران عقد تأثیر میگذارد و شیرینی این ایام با تلخی بحثهای تکراری و جوابهایی چون «همینه که هست» طی میشود. هیچکدام از طرفین هم حاضر نیست اشتباه خود یا همان عـادت مرسوم خویش را بررسی کند و به فکر چاره بیفتد. مـعاشرت گرچه خوب است و از الزامات دوران عقد، اما دلیل نمیشود تــازه عروس و داماد به اجبار به آن تن دهند، آن هم زمانی که هنوز جرئت و شجاعت و روابط برخورد با هم را کسب نکردهاند
علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد
دلیلش را به راحتی میتوان یافت؛ عدم شناخت از هم. فقط کافی است قبل از عقد و ازدواج با خود و طرف مقابلتان رو راست باشید. اگر به انزوا عادت کردهاید و حضور در جمع آزارتان میدهد یا از سر و صدا بیزارید یا دلتان میخواهد هر روز با یک برنامه خاص برای همنشینی و جمعهای دوستانه و فــامیلی وقت بگذارید، لطفاً بازگو کنید تـا مشکلات چون تردید در انتخاب و یا دشواری تصمیمگیری را نداشته باشید. فقط با خود و او صادق باشید.
آشنایی با زندگی مردان منزوی
اگر مرد منزوی ازدواج کند، موازی با همسرش زندگی می کند نه کنار او. او به زندگی خودش می پردازد و عقیده دارد همسرش هم باید زندگی خودش را داشته باشد. گوشه گیریش باعث می شود در چشم دیگران فردی فاقد اعتمادبه نفس به نظر برسد که البته همین خصوصیت برخی دختران را تحریک می کند که نقش یک مراقب و ناجی را برای این فرد ایفا کنند. این دختران مانند مادری که برای فرزندش دلسوزی می کند، با او رفتار می کنند اما باید آگاه باشند فردی را برای همسری انتخاب کرده اند که اصلا نیازی به آن ها ندارد. معمولا دخترانی که شخصیت حمایت کننده دارند، جذب مرد منزوی می شوند، زیرا از کمک کردن و حمایت از او لذت می برند. این ارتباط آنقدر پیش می رود که خود این دختران پیشنهاد ازدواج می دهند و معمولا این مرد که در امور ارتباطی به صورت منفعل عمل می کند، گاهی بدون انگیزه جدی با این خواسته موافقت می کند. شروع و پایان رابطه هیچ تاثیری بر این مرد ندارد. در بسیاری از افراد شروع ارتباط در آنها شوق ایجاد می کند اما برای این فرد آغاز ارتباط هیچ هیجانی ندارد. بهتر است زنان مراقب این موضوع باشند که درست است که دلسوزی و حامی بودن شان باعث جذب می شود ولی باید بدانند که هیچ وقت این فرد از پیله انزوای خودش خارج نمی شود و آنها هیچ وقت نمی توانند او را تغییر دهند و تاثیری جدی روی او بگذارند.
و اما بعد ازدواج …
اما حالا که همــسر شدهاید و این رفتار برایتان آشکار شده است، چه باید بکنید؟ واقعبین باشید، همانطور که شما به عادات معروف خود خو گرفتهاید؛ همسرتان نیز برایش سخت خواهد بود تا از بسیاری از این رفتارها دست بکشد. اگر از اجتماع و حضور در میان جمع لذت میبرید و همسرتان اینگونه نیست و این عــمل شما را هم نمیپسندد باید چارهای بیندیشید تا او هم با شما کنار بیاید. مثلاً گــاهی به خاطر او از مهمانی دست بکشید و به او یادآوری کنید آنقدر برایتان مـهم است که خواستهاش را محترم میدانید و در مقـابل از او بخواهید در بـرخی زمانها و به فراخور حال و وقت با شما همراهی کند؛ حتــی اگر دوست نداشته باشد. گــاهی لازم است به خــاطر هم از خیــلی چیـــزها دست بکشید. پس چــه بهتر که از دوران عقــد شروع کنید و به هم نشان دهید چقدر بــه سعـادت زندگیتـان اهمیـت میدهید. گاهی این رفتارها با دلیل خاصی ظاهر میشود، مثلاً ممکن است کسی به دلیل خجالت از طرز حرف زدن یا بیدانشی درباره مسایل مختلف از جمع گریزان باشد یا به دلایلی چون خودنمایی یا ابراز وجود جمـع را دوست داشته باشد و یا عدم اعتماد به نفس او باعث شود تا نداشتههای زنــدگی و شخصیتاش را با مادیات و به رخ کشیدن آن در حضور دیگران جـــبران کند؛ در هر صورت شما در آغاز زندگی مشترک به تمام این موارد پی خواهید برد. تلاش کنید بهترین راه حل را برگزینید و زندگیتان را آنگونه که باید مدیریت کنید.v

انـزال زودرس (زود انزالی) چیست؟
انـزال زودرس (زودانزالی) بـه انـزالی غیر قابل کنترل گفته می شود که قـبـل از نـزدیـکـی و انـجـام رابطه ی جنسی و یا مدت زمان بسـیـار کـمـی پـس از آن بـا میزان تحریک کم و خلاف میل فـرد انـجـام گیـرد.
این روزها عده زیادی از مردان به کلینیک سلامت خانواده و ناتوانی جنسی مراجعه میکنند تا درباره یکی از مشکلات خود در زمینه ارتباط زناشویی با همسرشان مشاوره کنند. موضوع به این سادگی نیست چون با ایجاد افسردگی و اضطراب در زوجین، موجب اختلال در سلامت روان و رفتار آنان و در برخی موارد پرخاشگری هر دو نفر میشود.
پژوهشگرانى که روى بیمارى زود انزالی کار می کنند، اعلام کردند که می توانند این اختلال را تعریف کنند. به گفته آنها انزال در مبتلایلان به زود انزالی در کمتر از ۱۱۸ ثانیه از شروع مقاربت صورت میگیرد.
از طرفی زود انزالی یا انزال زودرس به حالتی گفته میشود که فرد زودتر از زمانی که می خواهد به انزال برسد و یا اینکه به حدی زود به انزال برسد که همسرش از ارتباط زناشویی لذت کافی نبرد البته باید انتظارات، واقعگرایانه باشند. این تعریفی است که مورد تایید اکثر متخصصان مسایل جنسی یا سکسولوژی است.
زمان استاندارد انزال در مردان :
زمان استانداردی برای رسیدن به انزال در نظر گرفته نشده است. با وجود اینکه طبق نظر اکثریت افرادی که در مطالعات شرکت داشتهاند یک سری زمانهایی پیشنهاد شده اما هیچ کدام قطعی نیستند چون این زمان بسته به نظر و رضایت افراد از رابطه زناشوییشان از هر زوج تا زوج دیگر متفاوت است اما پیشنهاد شده که اگر در ۵۰ درصد یا بیشتر موارد ارتباط زناشویی انزال زمانی اتفاق افتاد که فرد و یا همسرش راضی نبودند یعنی فرد مشکوک به این اختلال هست و میتوان وی را مورد تشخیص و درمان قرار داد.
در ضمن این مهم است که اول ببینید چه زمانی متوجه شدید که اختلال زود انزالی را دارید و از کجا متوجه شدید. آیا خودتان ناراحتید؟ همسرتان از روش رابطه راضی نیست، معمولا گرفتن شرح حال دقیق از زوجین جزو سنجشهای اولی است که برای تشخیص و درمان اختلال زود انزالی انجام میشود، چون رابطه زوجها در ایجاد و یا دامن زدن به مشکل زود انزالی نقش به سزایی دارد.
دلایل و عواقب زود انزالی مردان :
نشانه اصلی زود انزالی مردان، انزالی غیر قابل کنترل است که قبل از انجام گرفتن رابطه زناشویی و یا مدت زمان بسیار کمی پس از آن با میزان تحریک کم و خلاف میل فرد اتفاق بیفتد.
مساله زود انزالی میتواند باعث نارضایتی جنسی در هر دو طرف شده و اضطراب ناشی از این مشکل را بیشتر کند. زود انزالی یکی از متداولترین اختلال فعالیت زناشویی در مردان است و ممکن است برای هر مردی در بعضی از مراحل زندگی رخ دهد.
اکثر موارد زود انزالی فاقد عامل یا دلیل خاص است. عوامل روانی مثل اضطراب، احساس گناه یا افسردگی نیز ممکن است به زود انزالی منجر شوند. در برخی موارد، زود انزالی ممکن است به خاطر عوامل پزشکی مثل مشکلات هورمونی، آسیبهای جسمی و یا عوارض جانبی بعضی داروها باشد.
ابتلا به عارضه زود انزالی منجر به بروز اختلالات روان مانند اضطراب، افسردگی و سردی روابط زوجین میشود و بر روان آنان تاثیر میگذارد و به همین علت، بسیار مهم است که درباره عارضه زود انزالی بیشتر بدانیم و به موقع به مشاور مراجعه کنیم.
درمان زود انزالی مردان
متخصص و پزشک مربوطه سابقه فعالیت زناشویی و پزشکی شما را بررسی خواهد کرد و آزمایش کلی را انجام خواهد داد. ممکن است پزشک بخواهد با همسر شما نیز صحبت کند چون زود انزالی ممکن است دلایل بسیاری داشته باشد. پزشک، آزمایش لازم را انجام میدهد تا مشکلات پزشکی فرد را بررسی کند.
روش درمان در زود انزالی مردان :
-در بسیاری از موارد، زود انزالی خود به خود درمان می شود. انجام تمرینات ریلکسیشن و آرام سازی و استفاده از متدهای منحرف کردن حواس میتواند در به تاخیر انداختن انزال کمک کند.
-در بعضی مردها ترک مصرف دخانیات و مواد مخدر در درمان زود انزالی کمک کننده خواهد بود.
-متخصص از شما و همسرتان میخواهد که روی متدهایی برای به تاخیر انداختن انزال کار کنید. این تکنیکها تشخیص و کنترل احساساتی است که باعث انزال زود رس میشود.
-در سایر موارد برای کاهش حساسیت در آلت تناسلی، استفاده از کاندوم توصیه میشود.
-مشاورهها و رفتار درمانی خط اول درمان عارضه زود انزالی به شمار میرود و میتواند اضطراب ناشی از این مساله را کاهش دهد. مرحله بعدی، استفاده از کاندوم است.کاندوم سبب کاهش تحریک پذیری میشود. در صورتی که یک کاندوم قادر به این کار نباشد از دو کاندوم میتوان استفاده کرد ضمن اینکه کاندوم سبب جلوگیری از بیماریهای مقاربتی و بارداری هم میشود.
-استفاده از دارو، گام سوم در درمان زود انزالی است. این داروها به این دلیل استفاده میشوند که یکی از عوارض جانبی این گونه داروها، جلوگیری از ارگاسم است که باعث به تاخیر انداختن انزال میشود.
-استفاده از شیوه ماستر و جانسون
این شیوه، در چهارمین مرحله از درمان افراد مبتلا به زود انزالی انجام میگیرد که به همکاری خود فرد و همسرش نیاز مبرم دارد. این روش شامل یادگیری تشخیص و کنترل احساسی است که به ارگاسم منجر میشود. این روش نیاز به اراده و تمرین دارد ولی بسیار موثر است. برای آموزش و تمرین این روش باید به مشاوران و متخصصان سلامت جنسی در کلنیکهای سلامت خانواده مراجعه شود تا با آموزش خصوصی در این باره، کار به نحو موثر صورت گیرد.
درمانهای موضعی زود انزالی در مردان :
استفاده از کرمها و اسپریهای کاهشدهنده حس سطحی دستگاه تناسلی نیز سبب کاهش احتمال زود انزالی میشود.
به یاد داشته باشید که قبل از آغاز فعالیت زناشویی، موضع را با صابون شستشو دهید تا از بیحسی بیشتر آلت جلوگیری شود. متاسفانه از این روش به صورت خودسرانه و بسیار معمول استفاده شده که عوارض زیادی را در پی دارد. استفاده از بیحسکنندههای موضعی، در آخرین مرحله از درمان افراد مبتلا به انزال زودرس قرار دارد و به هیچوجه نباید در ابتدای کار از آن استفاده کرد. استفاده از روشهای موضعی باید با تشخیص و صلاحدید پزشک و براساس سیر درمان و بهبودی باشدv

زنها دوست دارند مردشان، احساسی که نسبت به هر چیز دارند را دقیقا درک کند. همین درک نکردن باعث میشود گاهی حرفهایی بزنند که توسط مردهایشان چیز دیگری تفسیر شود. در حالی که منظور زن اصلا آن نبوده.
استثناها را بگذارید کنار. زنها طبیعتشان با مردها فرق میکند.
روانشناسیشان با آنها فرق میکند و نحوه عملکرد مغزشان نیز متفاوت است. به خاطر همین تفاوتهاست که تاریخ برایشان مهم است. عدد و رقمها نقش مهمی در زندگیشان دارند و دلشان میخواهد روزهای خاصی را بهشان یادآوری کنند و برایشان جشن بگیرند. ولی احتمالا شما هم جزو مردانی هستید که به دلایل مختلف گاهی روزهای مهمی مانند تولد، سالگرد ازدواج، سالگرد آشنایی و یا حتی اعتیاد را از یاد میبرید؟ ولی باور کنید به یاد داشتن این روزها و تکریم زن در ایام خاص چیزی نیست که بتوانید با یک عذرخواهی از زیر آن در بروید. خانم دکتر فردوسی امروز به شما میگوید چطور میتوانید بدون هیچ هزینهای به معنای واقعی کلمه مرد ایدهآل خانهتان شوید.
همین چند روز را درکش کنید
هر زنی دلش میخواهد شوهرش فکر، سلیقه و احساسش را درک کند؛ نه اینکه بهش دستور بدهد «تو باید اینطوری باشی» و «نباید اینطوری باشی» هیچ زنی چنین مردی را دوست ندارد. زنها دوست دارند مردشان، احساسی که نسبت به هر چیز دارند را دقیقا درک کند. همین درک نکردن باعث میشود گاهی حرفهایی بزنند که توسط مردهایشان چیز دیگری تفسیر شود. در حالی که منظور زن اصلا آن نبوده.
بگذارید بفهمد که احترام می گذارید
زن ها دوست دارند همسرشان به خانوادهشان احترام بگذارد و مثل خانواده خودش با آنها رفتار کند. اما بعضی آقایان تصور میکنند زنها میخواهند فقط با خانواده خودشان رفت و آمد کنند، به نظرشان زنها انحصاری فکر میکنند، و نظرشان این است که تو فقط باید پیش من باشی، با من حرف بزنی، با من بیرون بروی و … این تفکر شامل همه خانم ها نمیشود. پس مرد در مقابل زنش نباید جبهه بگیرد.
دروغ نگویید
خانمها دوست ندارند آقایان دروغ بگویند. اما گاهی مردها فکر میکنند اگر راستش را بگویند ممکن است خانم نگذارد فلان کار را بکنند یا فلان جا بروند. گاهی حتی مردی نگران است که اگر راست بگوید باعث از بینرفتن آرامش همسرش شود. اما آقایان اگر روش و استراتژی درستی داشته باشند، بدانند چطور حرف بزنند، چه بگویند، چه نگویند، از چه کلماتی استفاده کنند یا نکنند و لحنشان چطور باشد، نیازی به دروغ گفتن پیدا نمیکنند.
سخت است اما میشود گاهی هم پرخاشگر نبود
اقتدار با پرخاشگری فرق دارد. زنها از پرخاشگری مردها بدشان میآید. درست است که زنها دوست دارند دلشان به یک همسر مقتدر گرم باشد اما هیچ زنی نیست که بگوید: «من دوست دارم شوهرم خشن باشد.» پس مردها باید حواسشان باشد که خشونت به کار نبرند، صدایشان را بالا نبرند و به همسرشان احترام بگذارند. اگر مردی میخواهد زنش را درک کند، باید برایش احترام قائل باشد؛ اما در حد متعادل. خانمها هم مرد متعادل دوست دارند.
شما بلد نیستید از دیگران مشورت بگیرید
زنها دلشان میخواهد مورد مشورت قرار بگیرند. در مورد مسائل کاری نه، اما در سایر مسائل بهخصوص مسائل مربوط به خانواده، بچهها، معاشرتها و خریدکردنها، زنها دوست دارند از آنها مشورت و نظرشان پرسیده شود. بعضی مردها حتی در مورد کارهای جالبی مثل مسافرت رفتن هم نظر نمیپرسند. فقط میگویند برویم فلان جا. این مدل از آقایان حتی اگر نیتشان هم خوب باشد، حس منفی در همسرشان ایجاد میکنند. در حالی که خانمها دوست دارند در خانواده دیده شوند، مطرح شوند، صاحبنظر باشند و نظری که میدهند در پارهای موارد اعمال شود.
بهخودتان اجازه ندهید که مقایسه کنید
خانمها دلشان نمیخواهد با زن دیگری مقایسه شوند؛ بنابراین دست از مقایسه کردن بردارید. زنها طبیعتشان این است که دوست ندارند شوهرشان از یک خانم دیگر خیلی تعریف کند. هی نگویید خانم فلانی چقدر کدبانو است، چقدر دستپختش خوب است و… . طبیعت خانمها این است که دوست ندارند شوهرشان از خانم دیگری تعریف کند. میخواهند مطمئن باشند از نظر همسرشان بهترین هستند.
سالی ۸-۷بار دوستت دارم گفتن سخت نیست
خانمها دوست دارند شوهرشان به آنها ابراز علاقه کند. میخواهند بفهمند که مردشان هم به زندگیاش علاقه دارد. مردها میگویند: «علاقه دارم دیگر؛ وقتی اینقدر کار میکنم یعنی علاقه دارم.» اما واقعا این آن چیزی نیست که خانمها دوست دارند بشنوند. زنها دوست دارند «عزیزم خیلی دوستت دارم» را بشنوند. مرد باید وسط روز زنگ بزند و بگوید: «چطوری؟ چکار میکنی؟ دلم برایت تنگ شده.» مختصر و مفید اما مؤثر. خیلی از خانمها چنین چیزی را دریافت نمیکنند.
شما شوهر خوبی هستید اما از زنتان هم تعریف کنید
زنها دوست دارند از زیباییهایشان تعریف بشود؛ چه زیباییهای ظاهری و چه رفتاری. دوست دارند بشنوند: «امروز چقدر قشنگ شدی، امروز چقدر قشنگتر شدی، این لباسی که پوشیدی چقدر بهت میآید، این رنگ خیلی تو را شاداب نشان میدهد و…» درواقع دوست دارند شوهرشان تغییراتشان را ببینند. خیلی از آقایان برایشان سخت است در این موارد ابراز عقیده کنند. برخی آقایان هم خیلی رک و بیپرده عیوب همسرشان را میگویند. این تاثیر خیلی بدی میگذارد. چرا غذا اینطوری است، چرا خانه این وضعی است، چرا اینجایت اینطوری است و… گاهی حتی به شوخی حرفهایی از این دست میزنند که خانمها اصلا دوست ندارند.
همه غصههای عالم را بیخیال؛ حرف بزنید
خانمها اهل گفتوگو هستند و دوست دارند مردهایشان هم با آنها حرف بزنند. بنابراین مردی موفق است که کمی از این توانمندی استفاده کند؛ نه اینکه همهاش بگوید خسته و گرسنهام. عصر که مرد وارد خانه میشود، برای زنها پایان روز نیست. تازه آغاز یک روز جدید است. حالا تازه باید دور هم باشیم و صحبت کنیم. اگر اینطور نباشد خانم کسل میشود و این دقیقا جایی است که مرد باید کمک کند که زن شاداب و بانشاط بماند.
مگر هنوز نمیدانید که باید کمک کنید
خانمها دوست دارند آقایان در کارهای خانه بهشان کمک کنند. واقعا سخت است که همه کارها بهعهده زن باشد و او را دچار افسردگی میکند. بدتر آنجاست که بعضی مردها میگویند: «وظیفهات است» یا «مگر تو از صبح تا شب توی خانه چه کار میکنی؟» خانمها به واسطه طبیعتی که دارند خودشان خیلی از کارها را جزو توانمندیهایشان میدانند و انجام میدهند. اما خیلی وقتها در خانه دوست دارند مرد مثل یک نیروی کمکی در کنارشان باشد. این کار، بیش از جنبه مادی به آنها آرامش روانی میدهد. مثلا خانم دارد آشپزی میکند، کیسه زباله پر شده، خب آقا این را ببرد بیندازد توی سطل زباله. مثلا مهمان دارند میخواهند بروند خرید، با هم بروند. اگر این کار را نکنند خانمها رو به فرسودگی میروند. واضح است که وقتی فشار را روی کسی بگذاری از بین میرود.
منبع:همشهری آنلاینv

بیماری های بیضه را می شناسید؟
هرعضوی از بدن انسان ممکن است دچار اختلالات ساختاری یا بیماری شود. بیماریهای بیضه نیز فراوان است. در این مطلب به چند نوع شایع و در عین حال خطرناک اشاره میکنیم که درمان آنها باید اورژانسی و خیلی سریع باشد؛ زیرا ذرهای غفلت ممکن است باعث از بین رفتن بیضه بیمار شود.
نزولنکردن بیضه
بیضه عضوی است که وظیفه مهمی چون ساختن هورمونهای مردانه را به عهده دارد. این عضو به دلیل ساختارش به دمای زیاد و حتی دمای بدن یعنی ۳۷ درجه حساس است و اگر به مدت طولانی در این دما یا بالاتر قرار گیرد به بافت آن صدمه جدی وارد میشود و شاید برای همیشه کارایی خود را از دست بدهد. به همین دلیل در کیسهای به نام کیسه بیضه قرار گرفته تا دمای آن تنظیم شود.
بیضه جنین انسان درون محفظه شکمی قرار دارد. مجرایی هم وجود دارد که بتدریج بیضهها وارد آن مجرا میشوند و از محیط شکمی فاصله میگیرند. پس وقتی نوزاد پسر متولد میشود، انتظار داریم هنگام معاینه بیضهها درون کیسه قرار داشته باشند؛ در حالی که گاهی این اتفاق نمیافتد، یعنی یکی یا هر دو بیضه درون شکم باقیماندهاند. شیوع بیضه نزولنکرده در نوزادن نارس بیشتر است.
این موضوع از دو نظر برای ما اهمیت دارد. همانطور که اشاره کردیم دمای زیاد باعث از بین رفتن بیضهها میشود. پس تا ۱۲ ماهگی منتظر پایین آمدن بیضهها میمانیم. اگر این اتفاق نیفتاد حتما باید با کمک جراحی آنها را از حفره شکمی پایین آورد و در کیسه بیضه قرار دارد. اگر عدم نزول بیضه دوطرفه باشد و درمانی هم انجام نشود، نوزاد پسر درآینده مبتلا به اختلالات جنسی و ناباروری خواهد شد.
موضوع بسیار مهم دیگر شیوع سرطان در بیضههای نزول نکرده است. در چنین بیمارانی شیوع ابتلا به سرطان ۳۰ برابر افراد عادی است. حتی بعد از جراحی و پایین آوردن بیضهها هم خطر ابتلا به سرطان بیضه در این کودکان (در آینده) بیشتر از جمعیت مردانی است که چنین مشکلی هنگام تولد نداشتند. پس این بیماران را حتما باید سالانه پزشک متخصص معاینه کند.
سرطان بیضه
این نوع سرطان برخلاف دیگر سرطانها که بیشتر در سنین بالا اتفاق میافتد، در سنین جوانی شایع است (در دهه سوم زندگی). متاسفانه سیر پیشرفت سرطان بیضه خیلی سریع است، یعنی ممکن است توده طی ده روز به دو برابر برسد. اولین علامت سرطان بیضه وجود تودهای در بیضه است. این توده ممکن است به اندازه یک نخود باشد (هر نوع توده در داخل بیضه سرطان است، مگر اینکه خلاف آن ثابت شود). به همین دلیل بهتر است مردها چگونگی معاینه بیضه را آموزش ببینند. البته محل بیماری طوری است که ممکن است بیماران زود به پزشک مراجعه نکنند. مراجعه دیرهنگام باعث پیشرفت بیماری میشود و مراحل درمانی هم دشوارتر خواهد بود.
درمان سرطان بیضه خارجکردن کل بیضه است و اگر سرطان دوطرفه باشد بیمار ناتوانی جنسی پیدا خواهد کرد. بیماران شیمیدرمانی هم میشوند که درمان بسیار خوبی برای سرطان بیضه محسوب میشود. شیمیدرمانی ممکن است به بیضه سالم و غیربیمار آسیب برساند و باعث عقیمی بیمار برای همیشه شود. به همین دلیل قبل از شروع شیمیدرمانی توصیه میشود بیماران اسپرم خود را در آزمایشگاه ذخیره کنند تا در آینده بتوانند با لقاح مصنوعی صاحب فرزند شوند.
پیچش بیضه
پیچش بیضه بیماری خطرناکی است که باید خیلی زود درمان شود. درمان اورژانسی است و مدت طلایی شش ساعت است که تاخیر در درمان باعث از بین رفتن بیضه خواهد شد. بیماری در نوجوانان بیشتر دیده میشود (۱۴ تا ۲۰ سالگی). شاخصترین علامت پیچش بیضه وجود درد شدید و ناگهانی در کیسه بیضه است.
علت بیماری این است که فرد دارای اشکالات آناتومیکی در طناب بیضه است که به دلایلی خاص، طناب بیضه دچار پیچش میشود. پیچش باعث میشود عروق تحت فشار قرار بگیرد و جریان خون بیضه قطع شود. فقدان خونرسانی به قطع اکسیژنرسانی به بافت و مرگ سلولهای بیضه منجر خواهد شد. با جراحی پیچش برطرف میشود و بیضه را به پوست کیسه متصل میکنند تا این اتفاق دیگر تکرار نشود.
عفونت بیضه
این بیماری نیز در دهه سوم و چهارم زندگی بیشتر رخ میدهد. علامت بیماری هم به صورت بزرگی بیضه، تورم و قرمزی است. پوست بیضه ملتهب و بسیار دردناک است. عفونت بیضه بیماری خطرناکی است. تاخیر در درمان باعث شکلگیری آبسه در بیضه میشود و درمان در این مرحله خارج کردن بیضه است. شایعترین علت عفونت بیضه بیماریهای آمیزشی است. افرادی که روابط خارج از عرف دارند بیشتر به عفونت بیضه مبتلا میشوند. عفونت ناشی از وجود باکتریهایی مانند سوزاک و کلامیدیا است.
ضربهخوردگی بیضه
ضربات به بیضه باید جدی گرفته شود. انجام ورزشهایی مانند فوتبال، کاراته و همه مواردی که احتمال ضربه به بیضه در آنها زیاد است، ممکن است به بیضه آسیب برساند. ضربات به بیضه علائمی مانند کبودی و تورم پدید میآورند که علت تجمع خون در کیسه است. این افراد باید به بخش اورژانس اورولوژی بیمارستانها مراجعه کنند تا بررسی از بیضه با معاینه و سونوگرافی انجام شود و اگر پارگی در آن دیده شد با جراحی ترمیم شود؛ ولی اگر فقط پارگی مویرگها مطرح باشد، میتوان با دستورات دارویی و مراقبتی هماتوم یا خونمردگی را درمان کرد.
آتروفی یا تحلیلرفتگی بیضه
این بیماری دلایل زیادی دارد. یکی از دلایل مهم آتروفی ابتلای کودک به بیماری اوریون است.بیماری اوریون ممکن است به بیضهها حمله کند و هر دو بیضه را از بین ببرد. به همین دلیل واکسیناسیون کودکان ضد این بیماری اهمیت فراوانی در آینده آنها دارد. یکی دیگر از مواردی که امروزه باعث از بین رفتن و آتروفی بیضهها میشود، مصرف داروهای آنابولیزان یا استروئیدی در ورزشکاران بدنساز است.
هورمونهای استروئیدی برخلاف تصور عموم عملکرد معکوسی روی بیضهها دارند و مصرف طولانیمدت آنها باعث تحلیل آنها خواهد شد. موارد زیادی از طلاق بین ورزشکاران دیده میشود که دلیل آن ناباروری است، بدون اینکه خودشان اطلاعی از موضوع داشته باشند. این افراد در معاینه بیضههایی تحلیلرفته دارند. این بیماری غیرقابلبرگشت است. متاسفانه ورزشکاران خودسرانه چنین داروهایی را تهیه کرده یا هورمونها را مربیانی بیتجربه تجویز میکنند که توجهی به عوارضش ندارند.
منبع : jamejamonline.irv

تاثیر تغذیه مناسب در رابطه جنسی
اگر امروز رژیم غذاییتان را به طرز صحیحی تنظیم کنید مطمئن باشید که بهترین رابطه جنسی را خواهید داشت و هر روز بهتر و بهتر می شوید. با کمک گرفتن از متخصصین تغذیه و مطالعات اخیر، ۱۰ تا از بهترین غذاهایی که در داشتن روابط جنسی بهتر در هر سن و در هر مرحله از زندگی به شما کمک می کند را معرفی می کنیم.
الیزابت وارد یک متخصص تغذیه می گوید: اگر مشکلاتی در خونرسانی بدنتان دارید، اگر دچار مشکلی می شوید که مانع تولید اسپرم های بالایی می شود با چند تغییر ساده در رژیمتان می توانید این شرایط را تسکین دهید.
تخم مرغ
فایده: با خوردن تخم مرغ تحریک پذیری پسرها کمتر می شود. برای اینکه اعصابتان را آرام کنید، با یک بشقاب تخم مرغ در صبح سعی کنید همه چیز را آسان بگیرید. املت، آب پز، یا تخم مرغ جوشیده یک منبع خوب ویتامین ب می باشند و همچنین یک ماده غذایی کلیدی و اصلی برای داشتن رابطه جنسی پرهیجان و عاری از استرس می باشد.
دکتر یاول لاچنس رئیس انستیتو تغذیه دانشگاه روتجرز می گوید: هر زمانی که احساس اضطراب و استرس کردید ویتامین ب اولین چیزی است که در بدنتان به اتمام رسیده و به آن نیاز دارد. ویتامین ب شما را از استرس دور می کند، به شما کمک می کند تا در هنگام رابطه جنسی آرام باشید و احساس خشم و عصبانیت را کاهش داده و درجلوگیری از انزال زودرس کمک می کند.
کرفس
فایده: کرفس خوراکی چسبناکی است که مزه ای شبیه آب دارد اما می تواند رابطه جنسی شما را بهبود بخشد.
هر ساقه کرفس حاوی اندرواستنون و اندرواستنول می باشد. این دو، دو ماده شیمیایی هستند که به شما در جلب کردن نظر خانم ها کمک می کند. وقتی شما یک ساقه کرفس را می جوید شما اندرواستنون و بوی اندرواستنول را درون دهانتان آزاد می کنید .سپس آنها از پشت حلق شما به سمت بینیتان به گردش در می آیند.فرمون(ماده شیمیایی بودار) تحریک های بدنتان را بالا می برد و باعث می شود تا سیگنالهای خوش بو کننده را به بدنتان بفرستد. دفعه بعد حتما کرفس را امتحان کنید.دکتر هیرش معتقد است که فرمون ها فورا تاثیر می گیرد پس باید به خانمهایی که پیرامونتان هستند توجه کنید که بی درنگ جذب شما می شوند.
آیا تا به حال کرفس را از غذایتان حذف کرده اید؟
کرفس یک غذای کم کالری، با فیبر بالا است پس می توانید هر آنچه که می خواهید از آن بخورید. پشیمان نمی شوید.
بستنی وانیلی
فایده: می توانید تا جایی که می شود از آن بخورید. بستنی دارای سطح بالایی از کلسیم و فسفر است،کلسیم و فسفر دو ماده ای هستند که انرژی ماهیچه هایتان را تامین می کند و تمایلات جنسی شما را بالا می برد.
سارا بروور مولف کتاب “محرکهای جنسی خود را افزایش دهید” معتقد است که کلسیم (۲۰۰ میلی گرم در یک کاسه) لذت جنسیتان را تقویت می کند زیرا ماهیچه هایی که کنترل کننده انزال است برای گرفتگی و انقباض به کلسیم احتیاج دارد.
فقط بستنی از نوع وانیلی آن را انتخاب کنید. یک مطالعه که بر روی درمانهای چشایی و بویایی در شیکاگو و موسسه تحقیقات علمی انجام شد نشان داد که زمانی که مردها بوی وانیل را استشمام می کنند، آنها را درحالت ریلکس قرار می دهد و باعث کاهش اضطراب و بروز احساساتشان می شود.
آجیل
مصرف سیگار، آلودگی هوا و آلودگیهای دیگر در هوا می توانند باعث تخریب اسپرم آقایان شود و دی ان ای داخل سلول هایتان را دگرگون کرده و خطر تولید مثل را افزایش دهد.برای جنگیدن با این آلاینده ها چه باید کرد؟ از آجیل استفاده کنید.
آجیل های برزیلی یک منبع غنی از سلنیوم هستند. سلنیوم ویتامینی است که به سالم نگه داشتن اسپرم ها کمک می کند و همچنین به شناور شدن آلاینده ها کمک می کند.وقتی محققان در ایالت کینگدم متوجه مشکلات باروری مردان شدند، جذب سلنیوم آنها را افزایش دادند، در نتیجه سلولهایشان به شدت بارور شدند و همچنین سلولهای بادوام تری به دست آوردند. کیت آیوب سخنگوی موسسه رژیم آمریکا می گوید: آجیل همچنین یک منبع غنی از ویتامین ای است، یک آنتی اکسیدانی که از سلولهای اسپرم در مقابل آسیب های رادیکال آزد محافظت می کند.
جگر
فایده: تعداد اسپرم ها را افزایش می دهد. مقدار کمی از جگر منبع سرشاری از ویتامین آ است که برای افزایش قدرت باروری مفید می باشد.
مطالعات نشان می دهند که مردانی که روزانه به مقدار فراوانی ویتامین آ مصرف می کنند تعداد اسپرم هایشان بالاتر و روابط جنسی بهتری نسبت به کسانی که ویتامین آ مصرف نمی کنند دارند. زمانی که ویتامین آ بدن کم می شود تولید اسپرم هم به طور چشمگیری کاهش می یابد. جگر نیز یک منبع غنی از روی است.
هلو
پرتقال یک منبع عالی ویتامین ث است اما هلوی یخ زده انتخاب بهتری است. اگر شما به دنبال این هستید که کاستی های بدنتان را جبران کنید این بسیار حائز اهمیت است.یک متخصص تغذیه در فیلادلفیا می گوید: مردانی که به مقدار کافی ویتامین ث دریافت نمی کنند اسپرم هایی با کیفیت پایین تولید می کنند.
محققان دانشگاه تگزاس دریافتند که مردانی که حداقل ۲۰۰ میلیگرم ویتامین ث به صورت روزانه مصرف می کنند اسپرم های بیشتری تولید می کنند تا افرادی که ویتامین ث کمتری مصرف می کنند.رئیس مرکز طب باروری مردان معتقد است که ویتامین ث همچنین از انبوه شدن اسپرم ها جلوگیری می کند.یک بسته تکه های هلوی یخ زده فریز شده ویتامین ث بیشتری نسبت به هلوی تازه دارد.آنها را به شیر و غلات صبحانه تان اضافه کنید.یک فنجان میوه دو برابر بیشتر از نیاز روزانه تان ویتامین ث دارد.
بلوبری
فایده: باعث نعوظ می شود.
ویاگرا را فراموش کنید.کپسولهای آبی طبیعی که برای توان جنسی مفید است ممکن است بیشترین کار را برای شما انجام دهد.
پروفسور علم تغذیه در دانشگاه مین می گوید: بلوبری یکی از بهترین غذاهای مخصوص مردان مسن دارای مشکل نعوظ است. آنها به شکل فیبرهای حلال ذخیره شده و قبل از اینکه کلسترول منقطع و شکسته شود یا جذب شده و در طول دیواره سرخ رگها ته نشین شود به وارد شدن کلسترول اضافی به دستگاه گوارش کمک می کند تا سریعتر دفع شود.
همچنین غنی از موادیست که به استراحت مجرای خونتان کمک می کند و گردش خون را بهبود می بخشد. مزایای کلسترول پایین و جریان خون چیست؟ هرچه سن مردان بالا می رود و جریان خونشان بیشتر شود نعوظ بیشتری هم خواهند داشت.
پروفسور علم تغذیه دانشگاه برای داشتن توان جنسی بالاتر و عملکرد بهتر خوردن بلوبری را به مقدار ۳ یا ۴ بار در هفته توصیه می کند.
صبحانه دارای غلات
آیا برای داشتن رابطه جنسی بی حوصله و خسته هستید؟ صبحانه تان را چک کنید و مطمئن شوید که موادی را می خورید که دارای تیامین و ریبوفلاوین باشد. هر دو این ویتامین ها به شما کمک می کند تا انرژیتان را به طور موثر به کار بگیرید بنابراین با خوردن این ویتامین ها در هنگام تماشای تلویزیون از خوابیدن امتناع می کنید.
این دو ویتامین همچنین برای سیستم عصبی بسیار اساسی و حیاتی است تا به طور مناسب عمل کند.عملکرد بهتر اعصاب به معنی تحریک و لذت بیشتر هنگام روابط جنسی است. هر چقدر سنتان بالا می رود، بدنتان برای جذب ویتامین ها که به نحوه عملکرد سیستم عصبیتان کمک می کند زمان زیادتری لازم دارد.
بنابراین لازم است که شما نیرو و انرژیتان را افزایش دهید. نان ها و غلات منبع خوبی از نیاسین هستند، نیاسین ویتامینی که برای ترشح هیستامین ضروری است و یک ماده شیمیایی است که بدنتان برای رها کردن لذت جنسی به آن نیاز دارد.
گوشت کبابی
زمانی که شما به مدت یک یا دو دهه با شخصی به سر می برید کم کم جذابیت ها کاهش می یابد.روش ساده ای که روابط جنسی را بهبود می بخشد چیست؟ گوشت کبابی و مقداری گوشت راسته گوسفند بخورید.
پروتئین موجود در گوشت سطح دوپامین و نور آدرنالین را بالا می برد. دوپامین و نور آدرنالین دو ماده شیمیایی در مغز هستند که حساسیت حین روابط جنسی را بالا می برد.استیک همچنین از روی سرشار است، روی یک ماده معدنی است که تمایلات جنسی را با کاهش تولید هورمونی به نام پرولاکتین بالا می برد و با تحریک مداخله می کند و بهتر از همه خوردن گوشت قرمز است که به بالا بردن تستوسترون (هورمون جنسی مردانه) کمک میکند درحالی که تولید هورمون جنسی متصل به گلوبولین را محدود می کند. یک ماده ای که از گردش خون آلت تناسلی جلوگیری کرده و توان جنسی مردانه را کاهش می دهد.
شکلات
فایده: مصرف طولانی مدت آن شما را به یک شخص حساس تبدیل می کند. بعد از خوردن استیک عصرها را با خوردن شکلات قهوه ای سپری کنید.کاکائوی موجود در شکلات شامل متیلکسانتین است، متیلکسانتین یک ماده محرکی است که حساسیت بدن را بالا میبرد.
شکلات همچنین شامل فنیلتیلامین است، یک ماده شیمیایی که به مقدار بالایی تحریک کننده است. وارد می گوید: برای بسیاری از افراد احساس شبیه شور و هیجان داشتن هنگام تجربه اولین عشقشان است.
میل جنسی یک موهبت الهی است که مانند دیگر نعمت ها و غرایز طبیعی، همچون خواب،گرسنگی، تشنگی و … نیازمند توجه و رعایت بهداشت مربوطه جهت استفاده صحیح و نیز در صورت هر گونه مشکل و بیماری نیاز به درمان دارد.
ما به شما توصیه میکنیم که همواره در خصوص مشکلات خود با پزشک مشورت نموده و هرگز اقدام به مصرف داروهایی که مورد تائید سازمان FDA و یا استانداردهای وزات بهداشت درمان و آموزش پزشکی نیست اعتماد نکنید و اگر حتی دارویی برای شما از خارج از ایران ارسال گردید حتما با پزشک خود قبل از مصرف مشورت نمایید.
امروزه بازار عرضه و فروش داروها و مواد خوراکی و همچنین کالاهایی که به بالا رفتن میل جنسی کمک میکند بسیار داغ میباشد که علی رغم تبلیغات گسترده ای که هر یک از تولید کنندگان این فرآورده ها جهت اعتبار بخشی محصول خود دارند لیکن تا به امروز تاثیر قطعی هیچ یک از آنها به تایید مراکز درمانی ذیصلاح نرسیده است در ذیل ما به معرفی چند نمونه افزاینده های میل جنسی می پردازیم.
هشت ماده غذایی که میل جنسی شما را بالا میبرد :
سیب
خوردن سیب در طول روز با از بین بردن بوی بد دهان شما باعث میشود که شریک زندگیتان بیشتر به شما نزدیک شود علاوه براین کلسترول شما را پایین می آورد.
مارچوبه
این گیاه خوشمزه سرشار از ویتامین هایی است که نقش کلیدی در ساخت هورمونها دارند.
موز
این میوه شامل آنزیمی برای تقویت میل جنسی در مردان است علاوه بر این درد مفاصل را نیز کاهش میدهد.
کرفس
این گیاه باعث آزاد شدن هورمونی در عرق و بوی بدن مردان میشود که زنان را به خود جذب میکند .
انجیر
این میوه دلپذیر به دلیل برخورداری از مقادیر بالای اسیدهای آمینه میل جنسی شما را شعله ور میکند.
سیر
بوی بد سیر را میتوانید با خوردن سیب از بین ببرید اما هرگز از خوردن آن صرف نظر نکنید چرا که سیر با افزایش جریان خون در اندامهای جنسی موجب تقویت قوای جنسی شما میشود.
صدف
حاوی روی بسیار بالا برای تولید تستوسترون در مردان است . یامز وحشی این گیاه باعث افزایش حساسیت آلت تناسلی میشود.
منبع:
pezeshk.usv

من تو رو همین جوری که هستی دوستت دارم
آیا واقعا” تصور می کنیـد که او دوست ندارد هیچ تغـیـیـری در شمـا بـوجـود بـیاید؟ هیچ تغییری؟ ممکن است همسرتان خواستار تغییرات زیادی در شـما باشـد مگـر ایـنکه در ماه عسل بسر ببرید چون در این زمان شما یک مرد کامل برای همسرتان هستید. دیر یا زود او متوجه اشتباه خود خواهد شد…
من عاشق رفت و آمد و معاشرت با دوستان تو هستم
گذشه از اینکه دوستان شما تا چه اندازه جالب می باشند، هـمـسرتـان علاقه ای به حضور مداوم آنها در کنار شما ندارد. اگرچه ممکن است در روزهای اول بروز ندهد ولی بالاخره صبرش تمام شده و شما را از این کار منع خواهد کرد.
جم و جور کردن خونه را دوست دارم
این هم از آن دروغ هایی است که همسر شما ممکن است در اوایل ارتـباط شـما بیان کند. اینکه “دوست دارم ظرفهای نشسته را بشویم”، “لبـاسـهای کثیف تو را شسته و اتو کنم”، دیری نخواهد انجامید که این دروغ او نیر برملا خـواهـد شد و از شـما خــواهد خواست که نوبتی ظرفها را بشویید و زحمت جوربهایتان را خودتان بکشید.
من عاشق خانواده تو هستم
اگر مرد خوش اقبـالی باشیـد همـسرتان ممـکن اسـت دروغ نـگـوید که دوست دارد با خانواده شما رفت و آمد کند. اگرچه شاید او از آنها متنفر باشد ولی برای اینکه احساسات شما جریحه دار نشود راستش را نخواهد گفت. برای اینـکه عـلاقه واقـعی هسمرتان را نسبت به خانواده خود بفهمید کافی است به او بگویید که مادرتان بـرای فردا شما را به نهار دعوت کرده و به عکس العمل هـمـسرتان توجـه کنیـد: اگر تمامـی عضلات صورتـش سـفت شـد و با یـک لبـخـند زوری زیـر لب و آرام گفت “خیلی خوبه” آنوقت نتیجه بگیرید که او کشته مرده خانواده تان نیست.
من عاشق ورزش هستم
این هم از آن دروغـهای روزهـای اول زندگی است. او برای ایـنکـه نـشان دهـد با زنهای دیگر متفاوت است و اینکه دارای علایق مشترک با شما میباشد پا به پای شما جلوی تلویزیون می نشیند و تا دیر وقت فوتبال تماشـا می کنـد ولی بعد از گذشـت چـند ماه شکایتها شروع شده و متاسفانه دیگر نـخـواهید تـوانسـت با خـیال راحـت بـه تماشای فوتبال بنشینید.
از اینکه می گویی چاق هستم اصلا دلخور نمی شوم
فرقی نمی کند که شما چه می گویـید، در هر صورت او عـصبـانی مـی شود. اگر بگویید که خیلی زیبا است متهم میشوید به دروغگویی چرا که او فکر می کند گفته شما صرفا برای آرام کردن او و نرنجیدن بـخاطر چربــیهای اضـافه اش اســت. از طـرف دیگر اگر اضافه وزنش را گوشزد کنید قطعا” یک دعوای حسابی در اتاق نشیمن شما رخ خواهد داد.
حق با تو است
خیلی وقتها بحث و جدال شما با همسرتان با این جمله او تمام می شود: “باشه حق با تو ست، تو خیلی بهتر از من می فهمی”. همسر شما فقط برای بریدن صدای شما این جمله را می گوید در حالیکه هنوز اعتقاد دارد که حق با اوست و کسی که اشتباه می کند شما هستید و پیش خودش میگوید: ” بالاخره می فهمه که اشتباه می کنه” و سپس به دنبال دلیلی برای توجیه حرفش خواهد گشت.
پول برای من هیچ اهمیتی ندارد
پول اهمیت ندارد، ولی مقدارش چرا! هر چند ممـکـن اسـت درسـت نبـاشـد که بگوییم همه زنها موجودی حساب بانکی همسرشان برایشان مهم است ولی اکثر آنها دوست دارند که از لحاظ اقتصادی در یک حد متـعادل و رفاه نسبی قرار داشته و دارای استقلال مالی باشند.
نگران نباش عزیزم، این برای همه پیش میاد
اکثر مردان در مرحله ای از زندگیشان موقتا” دچار ناتوانی جـنـسی می شـوند و اکثر زنان نیز از این موضوع مطـلع هـسـتند. با این حال این مـساله بـدان مـعنا نیست که همسر شما شاکی و دلـخور نمی شود. این دروغ یـکـی از چـنـدیـن دروغ جنـسـی میباشد که زنان بـرای جریـحه دار نشدن احساسات همـسرشان بـه آنـها مـی گویند، دروغهایی که خوشبختانه مضر نیستند. در نـهایت حتـی اگر شـما برای همسرتان یک شریک جنسـی ایـده آل نـباشـید، هـمسرتـان از بین همه مردان شما را انتخاب کرده بدون اینکه خـوب یا بد بودن آمیزش برایش فرقی داشته باشد.
حال که با دروغهای احتمالی همسرتان آشنا شدید می توانید خودتان را آماده کنید. خبر خوب اینکه آنچه که تا بحال دروغ نامیده شد فقط پیچاندن های ظریفی میباشند که نه تنها مضر نیستند، بـلکه برای تجدید روحیه و تحکیم زندگی شما مفید خواهند بود. دروغهای مشابهی نیز میگویـنـد کـه دانـسـتـن آنـها خالی از لطف نیست.
برایم مهم نیست که به زنهای دیگر نگاه کنی
اگرچه ممکن است همسرتان برای ایـنـکه وانـمود کند که زن خونسـرد و روشـن فکری است این دروغ را بشـمـا بـگوید اما او دوست ندارد که شما حتی به یک ماکت زن مو قرمز پشت ویترین مغازه نگاه کنیـد. او مـی خـواهـد که نگاه شـما فقط به او باشد و نه دیگری. بنابر این اگر او به شما گفت که مهم نیست و اذیت نمیشود هیچگاه چشمان خود را بیش از اندازه به اطراف منحرف نکنید چون در غیـر اینـصورت باید منتـظر ضـربات محکم به سر و صورتتان باشید!v
همواره از گذشته تا الان در امر ازدواج، مشکلات بسیاری وجود داشته و دارد که یکی از مهمترین آنها ازدواج پسران با دخترانی هست که از آنها چندین سال بزرگتر می باشند.که این امر باعث به وجود آمدن مشکلات بسیاری در خانواده ها می شود…
بعد از سن ۳۵ سالگی سرشار از جوانی میشوند. خیلی از زنها تا قبل از این سن، برای طلاق اقدام میکنند و میگویند ما به مرد هیچ احتیاجی نداریم و دیگر ازدواج نمیکنیم
ازدواج مردهای جوان با زنهای میانسال پدیده نوظهوری نیست. اما باوجود مخالفت خانوادهها روزبهروز شایعتر میشود. نگاه جامعه به این پدیده، نگاه مثبت و خوشبینانهای نیست و هنوز هم که هنوز است با مقاومت روبهرو میشود. در میزگرد همشهری مثبت، دکتر بهنام اوحدی روانپزشک ، دکتر افسر افشار نادری جامعهشناس، دارای دکترای مدیریت فرهنگی و عضو گروه مطالعات خانواده دانشگاه تهران و دکتر صمیمی اردستانی روانپزشک و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی نظرشان را در رابطه با ابعاد روانی و جامعهشناختی این مساله بیان کردهاند.
سوال: از اینجا شروع کنیم که به نظر شما چه عواملی باعث گرایش یک مرد جوان به زنی میانسال میشود؟
دکتر اوحدی:
کم داشتها در دوره رشدی – پرورشی کودک میتوانند بستر مناسبی برای این قضیهایجاد کند؛ به عنوان مثال مادری پسرش را به شکلی غیر منطقی به خودش وابسته میکند؛ یعنی بیش از حد معمول به او توجه میکند. همه نیازهای مالی و عاطفیاش را تامین میکند. اجازه نمیدهد کسی به پسرش از گل نازکتر بگوید. محیط امنی را میسازد که درآن همه چیز به نفع پسر و در خدمت آسایش اوست. این پسر در انتخاب همسر، سراغ کسی میرود که خدمات مادر را به او ارائه کند و نگذارد آب توی دلش تکان بخورد.
از طرفی دیگر مادری رفتار خوب و درستی با پسرش ندارد، در ریزترین و جزییترین امور شخصیاش دخالت میکند، اجازه نمیدهد برای زندگی خودش تصمیم بگیرد، دائم از او انتقاد میکند و با تمام قوا میخواهد سرکشیهای پسر را سرکوب کند. این بار هم پسر، زنی را برای همسری انتخاب میکند که از خودش مسنتر باشد. حتی زنی از نسل مادر. چرا که میخواهد به مادر ثابت کند زنان هم سن یا هم نسل مادر، او را پذیرفتهاند.
معمولا زنان میانسال زنان موفقی هستند. سالها کار کردهاند و از موقعیت مالی و پایگاه اجتماعی هم برخوردارند. پسر با این کار میخواهد بگوید آنها طوری قبولش دارند که حاضرند عمری را با او سپری کنند.امروزه تعداد زیادی از مادران در رابطه با فرزند پسرشان دچار یکی از این حالتهای افراطی میشوند. دوران سه تا پنج سالگی مقطع حساسی است و بر خلاف این تصور غلط که مساله هویت در دوره نوجوانی اهمیت پیدا میکند، بخش عمده هویت افراد در این دوره شکل میگیرد و در نوجوانی به اوج خودش میرسد.
دکتر افشار نادری:
البتهاین موضوع فراوانی ندارد. قرنهاست مردها با زنهایی ازدواج میکنند که ۲۰، بلکه ۳۰ سال از خودشان کوچکتر هستند و ما هیچ وقت نمیپرسیم چرا! آن قدر این مساله عادی به نظر میرسد که هیچ کس در پی تحلیل عقدههای روانی نیست؛ مثلا یکی از هنرپیشههای اروپایی در سن ۸۰ سالگی با یک دختر ۲۰ ساله ازدواج کرده بود. چند سال بعد رسانهها نشان میدادند که چطور این زن جوان از پیرمرد که بیمار بود، پرستاری میکند. وقتی علت را جویا شدند، زن جوان به سادگی گفت که من عاشق این مرد هستم. یک عامل مهم در این میان به دست فراموشی سپرده شده است. آن هم عشق است. خیلی از این ازدواجها به خاطر عشق صورت میگیرد. عشق هم که سن و سال نمیشناسد.
دکتر صمیمی:
مهمترین عامل دخیل در این مساله، احساسات است. دوره جوانی دوره اوج احساسات است. تصمیمات بیش از آنکه منطقی و بر پایه استدلال باشند متاثر از عواطف هستند. در ازدواجهای نامتعارف ممکن است فرد صرفا برای بهدست آوردن طرف مقابل چشم بر مشکلات و موانع ازدواج ببندد. والدین جوانها این جور مواقع میگویند: «پسر یا دخترمان جوان است. احساسات کورش کرده».
سوال: جامعه چه نقشی در پر رنگتر یا کم رنگتر شدن این پدیده بازی میکند؟
دکتر اوحدی:
متاسفانه در جامعه ما مهارتهای زندگی نه به دخترها و نه به پسرها آموزش داده نمیشود. حالا در این مورد خاص دختری بیست و چند ساله را تصور کنید که تا چند ماه دیگر دندانپزشک میشود و شاگرد اول دانشگاه است اما نمیداند در صورت لزوم چطور باید یک نامه اداری بنویسد. تا به حال یک بار قبض آب و برق را نپرداخته است. به طور کلی نمیتواند حق خودش را از جامعه بگیرد. دائم باید کسی مراقب او باشد تا صدمه نبیند. بعضی پسرها فکر میکنند چرا بادخترهایی ازدواج کنیم که نمیتوانند گلیم خودشان را از آب بیرون بکشند. پسترجیح میدهند با زنی که رشد شخصیتی پیدا کرده است و از پس زندگی و مشکلات آن بر میآید، زندگی کنند. کسی که یار شاطر باشد نه بار خاطر.
دکتر افشار نادری:
دخترهای امروز جامعه ما الگوی مشخصی برای زندگیشان ندارند. آنها در دانشگاه تحصیل میکنند. شغل پیدا میکنند. فشار غیر مستقیم جامعه به آنها میگوید که باید شوهر کنند که اگر این کار را نکنند، از طرف دوستان و اطرافیانشان مورد تمسخر قرار میگیرند. زندگی سنتی را جدی نمیگیرند و با تمام قوا با آن مبارزه میکنند اما موقع ازدواج که میرسد مهریه بالایی را مطالبه میکنند. کسی که تا به امروز ادعای مدرن بودن را داشته درست موقع ازدواج از الگوهای سنتی تبعیت میکند آن هم در شرایطی که بر خلاف زن سنتی درآمد مستقلی دارد. بعد از ازدواج هم زیر بار خانهداری نمیرود. استدلال خیلی از پسرها برای ازدواج با زنان بزرگتر از خودشان همین است؛ آنها همسر هم سنی را نمیخواهند که نه خانهدار است که وقتی خسته از کار روزانه به خانه بر میگردند، محیط گرم و آرامی را برایشان فراهم کرده است نه یک زن مدرن است که توقعات زن مدرن را داشته باشد و هزینههای آنچنانی روی دستش نگذارد.
زنها هر چه بیشتر به عقب برمیگردیم، کم توقعتر و سازگارتر هستند. پس پسر جوان میرود و یک زن میانسال را که به الگوی سنتی و موفق شبیهتر است، انتخاب میکند. پیشبینی جامعهشناسها میگوید که متاسفانه در آینده جامعهای خواهیم داشت با زنهای تحصیلکرده پر مدعا و مردانی بیسواد اما پولدار. در چنین جامعهای ازدواج به حداقل خواهد رسید و اگر فکری به حال ازدواجهای پایدار نکنیم، دچار بینظمی غیرقابل مهاری خواهیم شد. چیزی درباره شوک آینده شنیدهاید؟ در آینده ما فقط بچههای آزمایشگاهی را به تایید خواهیم رساند. بچهها به هم پز خواهند داد که خواهر و برادر آزمایشگاهی دارند و اگر کسی خواهر و برادر خونی و طبیعی داشته باشد مورد عجیبی خواهد بود و مورد تمسخر قرار خواهد گرفت.
سوال:خیلیها شرایط اقتصادی را در بروز چنین پدیدهای دخیل میبینند. نظر شما چیست؟
دکتر اوحدی:
البته شرایط نابسامان اقتصادی یکی از عوامل موثر در این امر است. شما با رانندگان تاکسی اگر صحبت کنید، میبینید که شمار زیادی از آنها صاحبان کارگاهها و گاهی کارخانهدار بودهاند که از ۲۰ نفر گرفته تا ۱۵۰۰ کارگر و کارمند داشتهاند. اما ورشکست شدهاند و برای امرار معاش چارهای جز مسافر کشی و کار در تاکسی تلفنی ندارند. یک جوان تازه فارغالتحصیل شده که دیگر جای خود دارد. خودش که هیچ مال و مکنتی ندارد.
از طرفی آنقدر فشارهای اقتصادی شدید هستند که فکر میکند اگر بخواهد با دختری هم سن خودش ازدواج کند باید مسؤولیت تامین مخارج و هزینههای او را هم به دوش بکشد. این طور میشود که به فکر ازدواج با زنی با وضعیت مالی بهتر میافتد. زنها اوضاعشان خیلی بهتر از مردهاست. استخدام زنها طی چند سال اخیر به چند دلیل زیاد شده است. اولویت با خانمهاست چون آنها منضبطترند، از کار نمیدزدند، توقع حقوقی به نسبت کمتر از مطالبات مردها را دارند، در عین حال که برای آیندهشان برنامهریزی میکنند، ولخرجی نمیکنند، اهل پسانداز کردن هستند، وام میگیرند و خانه و ماشین میخرند و زندگی مستقلی را برای خودشان میسازند.
دکتر افشار نادری:
شرایط اقتصادی هم یکی دیگر از عوامل است. اما با توجه به نقش خانمها در خارج از خانه و اینکه معمولا دارای شغل و در آمد هستند، این احتمال بالا میرود که مردی به خاطر ثروت یک زن حاضر به ازدواج با او شود.
از سویی دیگر، یک زن میانسال چطور میپذیرد که با مردی که از خودش خیلی کوچکتر است ازدواج کند؟
دکتر اوحدی:
از عهد باستان تا به امروز مردها همه چیز را با پول میخرند. گاهی زنی که در جایگاه مردانه قرار گرفته و دارای قدرت است هم همین کار را میکند. با ازدواجبا یکی جوانتر از خودش زیبایی و نیروی جوانی او را میخرد. زنها _ خلاف تصور رایج _ بعد از سن ۳۵ سالگی سرشار از جوانی میشوند. خیلی از زنها تا قبل از این سن، برای طلاق اقدام میکنند و میگویند ما به مرد هیچ احتیاجی نداریم و دیگر ازدواج نمیکنیم. اما وقتی به سنین میانسالی میرسند، فشارهای جسمی را احساس میکنند. نکته دیگر اینکه نمیشود هیجانخواهی را نادیده گرفت. شخصیت دو جزء دارد؛ سرشت و منش. سرشت کاملا ژنتیکی است.
از لحظهای که نطفه بسته میشود، به وجود میآید و از چهار جزء تشکیل میشود؛
۱٫ تازه خواهی و تنوع طلبی.
۲٫ پاداش مداری.
۳٫ پشتکار و سختکوشی.
۴٫ مقابله با آسیبها.
منش هم سه جزء دارد و رشدی و پرورشی است:۱٫ همکاری. ۲٫ خودفراروی۳ خود راهبری.
دکتر صمیمی:
میتواند علل مختلفی داشته باشد. اما به نظر من باز هم عاطفه عاملی موثر است. درست است که گفتیم دوره جوانی احساسات در اوج خود هستند اما نه بهاین معنا که یک میانسال خالی از احساس است و همه تصمیمات زندگیاش مبتنی بر عقل است. خلأهای عاطفی و وابستگیهای عاطفی ممکن است فرد را در موقعیتی قرار دهد که چنین تصمیمی بگیرد.
دکتر افشار نادری:
نباید با دید بدی بهاین موضوع نگاه کرد. آنها هم ممکن است مثل بقیه ازدواجهای معمولی شرایط را بررسی کنند و دست به ازدواج بزنند. شاید آن مردها که قرار است همسران خانمهای میانسال شوند دارای امتیازات و ویژگیهای مثبتی هستند که یک زن میپذیرد نگاههای سنگین جامعه را تحمل کند و دست بهاین ازدواج بزند.
سوال: آقای دکتر اوحدی، تیپهای شخصیتی خاصی از زنان دست به چنین ازدواجهایی میزنند؟
دکتر اوحدی:
بله، زنهایی که شخصیت خودشیفته دارند. آنها خود را مرکز اتفاقات جهان میدانند و به زیبایی خودشان بسیار اهمیت میدهند. حتما دیدهاید خانمهایی را که به محض ورود به دهه ۴۰ زندگیشان بیشتر ورزش میکنند. مراقب تناسب اندام خود هستند. دائما رژیم میگیرند، با کرمهای جور واجور از پوستشان مواظبت میکنند و حاضر نیستند با پیری کنار بیایند. پیوستن به یک مرد جوان باعث میشود تا روحیهشان بالا برود و دیگران هم مبادا این فکر را به مخیلهشان راه بدهند که آنها دیگر کانون توجه نیستند. زنهایی با شخصیت نمایشگر هم همین عملکرد را دارند. قضاوت دیگران درباره آنها بسیار مهم است. وقتی با مرد جوان، رشید و زیبایی در خیابان راه میروند، میخواهند نظر دیگران را جلب کنند و به آنها ثابت کنند که به قدری جذاب و زیبا هستند که مردجوانی که میتوانست با زن جوانتر و شادابتر از او ازدواج کند، او را انتخاب کرده است.
سوال:وقتی از عشق صحبت میکنیم همه چیز مثبت و خوب است. اما آیا احتمال نمیرود که حتی با وجود عشق، اختلاف سنی بتواند خطر شکست ازدواج را بالا ببرد؟
دکتر افشار نادری:
اختلاف سنی همانقدر میتواند باعث شکست یک زندگی شودکه دیگر عوامل میتوانند. اصولا توصیه ما ازدواجهای همسالان است. قدیم، جامعهپذیری یک فرد از ابتدا تا به انتهای عمر به یک شکل ادامه پیدا میکرد. پدیدهای به اسم نو ناخواهی در زندگیشان جاری بود؛ به عبارت دیگر میلی بهایجاد تغییر در زندگیشان نمیدیدند. اگر دقت کرده باشید، پدر بزرگها و مادربزرگها باوجود اصرارهای نوه پنج سالهشان که به کامپیوتر وارد است، هیچ میلی به نشستن پای کامپیوتر ندارند اما امروز این طور نیست. سرعت در هر بخشی از بخشهای زندگی تعیین کننده است.
عوامل ایجاد سرعت رسانهها هستند. تلفن، اینترنت و ماهواره با به روز کردن اطلاعات و دادههایش در هر دقیقه و ساعت، دنیای عجیبی را ساخته اند؛ به خاطر همین است که توصیه میشود کسانی که میخواهند با هم ازدواج کنند، متولد یک سال باشند. افراد، سال به سال با هم فرق میکنند؛ یعنی مثلا متولدین سال ۶۰ با متولدین ۶۲ به لحاظ روحیات و شرایط متفاوت هستند. اگر دو نفر بخواهند با هم زیر یک سقف زندگی کنند و دنیای هر کدام برای دیگری غریبه باشد، دیر یا زود زندگیشان به بنبست خواهد رسید. اما اختلاف سنی یک عامل قطعی و صددرصد برای شکست یک زندگی مشترک نیست.
اگر آنطور که تصور میشود، ازدواجهایی از این دست مثل میکروب باشند، سازگاری و عدم سازگاری بدن هر شخص است که او را بیمار میکند. ممکن است بدن کسی آن قدر قوی باشد که میکروب آسیبی به سلامتش نرساند. اما دیگری را از پا در بیاورد. در حقیقت ظرفیت خود افراد میکروب را خطرناک یا بیخطر میکند.
دکتر اوحدی:
اما من به عنوان یک روانشناس ازدواج هم سن را توصیه نمیکنم. اصلا برای ما سه سال بزرگتر و سه سال کوچکتر همان هم سن تلقی میشود. به نظر من یک مرد میتواند با زنی ۱۵ سال کوچکتر و ۱۵ سال بزرگتر از خودش ازدواج کند. همه چیز بستگی به سازگاری دو طرف دارد. پیش آمده که یک دختر ۲۶ ساله با مردی ۴۰ ساله ازدواج میکند و در کنار هم به خوبی زندگی میکنند. چون آن دختر میتواند در کنار همسرش صفحههای سنگی با صدای خش خش قمرالملوک وزیری گوش کند، با او فیلمهای سیاه و سفید تماشا کند و از بازی همفری بوگارت و اینگرید برگمن لذت ببرد. مرد هم میتواند ساسی مانکن و تتلو گوش کند و فیلمهای روز را در سینما به اتفاق همسرش ببیند.
دکتر افشار نادری:
البته به شرطی که این تفاهم ساختگی و دروغین نباشد؛ یعنی وقتی طرفین میگویند که علایق مشترک دارند، تظاهر نکرده باشند. چون بعد از مدتی کهعشق کم رنگتر میشود، افراد به زندگیهای طبیعی و پیشین خود باز میگردند. در این حالت خیلی زود اختلافها آشکار میشوند و در بیشتر موارد زندگی از هم میپاشد.
دکتر اوحدی:
اگر ازدواجهای همسالان ایدهآل بود که دادگاههای خانواده این طور شلوغ نبودند.
دکتر افشار نادری:
این را هم در نظر داشته باشیم که جامعه ما یک جامعه در حال گذار است. آدمها بسیار منزوی هستند. خارج از منزل، با محیطی خشک روبهرو هستند که عاطفه در آن نقشی بازی نمیکند. کسب منفعت مالی فرد را وادار میکند تا سخت کار کند اما وقتی به خانه میرود، نمیخواهد باز هم در محیطی عاری از محبت و عاطفه وقتش را بگذراند.
دکتر صمیمی:
در کنار صحبتهای دوستان، این را هم اضافه کنیم که یک زن تمایل دارد تا در زندگی به کسی تکیه کند. یک زن هر قدر مستقل، به تکیهگاه احتیاج دارد؛ کی یک مرد میتواند تکیهگاه خوبی برای همسرش باشد؟ وقتی که از نظر رشد عقلی یا همسطح با زن باشد، یا کمی رشدیافتهتر. اما نمیشود قاعده مشخصی برایش تعریف کرد؛ ممکن است مردی آن قدر در زندگی تجربه کسب کرده باشد که حتی اگر سنش کمتر از زن باشد، در اداره مشکلات و مسایل جاری زندگی از او قدرتمندتر عمل کند.
سوال: در یک چنین ازدواجهایی، نظر خانوادهها روی زندگی زوج چه تاثیری میگذارد؟
دکتر افشار نادری:
زندگی مثل بازی فوتبال است. برای خودش قواعدی دارد که نمیتوانیم نادیدهشان بگیریم. طبیعتا ازدواج مردی با زنی بزرگتر از خودش یک نابهنجاری تلقی میشود. اگرچه منع قانونی برای این کار وجود ندارد اما قوانین یا مکتوبند که قانون است و یا قوانین نانوشتهاند و هنجار هستند. معمولا خانوادههاعکسالعمل نشان میدهند. هیچ دلیل منطقیای هم پشت مخالفتشان نیست. صرف غیرمتعارف بودن باعث ایجاد مخالفت میشود. اما گفتیم که جامعه ما فردگراست و کسی نمیتواند در برابر خواستههای فردی آن هم وقتی پشتوانه فکری ندارند، بایستد. پس پسرها خلاف نظر خانواده ازدواج میکنند.
دکتر اوحدی:
عقده اودیپی واژگون بهاین معناست که مادر و پدر فرزند به فرزندانشان وابسته هستند.
دکتر افشار نادری:
خانواده با فرزندش قطع رابطه میکند اما وقتی میبینند که زندگی فرزندشان در مسیر خوبی پیش میرود از مواضع خود کوتاه میآیند و اوضاع بهتر میشود. تا زمانی که بپذیرند.
سوال: فرزندان این ازدواجها در آینده دچار مشکل میشوند؟
دکتر افشار نادری:
نه. چه مشکلی؟! مگر وقتی پدرها ۲۰ سال از مادرها بزرگتر بودند، بچهها دچار مشکل خاصی میشدند؟ در این مورد خاص هم همین طور است. این بچهها شاهد رفتار پدر و مادر خود هستند. اگر رابطه والدین با هم خوب نباشد، کودک آسیب میبیند. همان طور که کودک یک پدر و مادر همسن در صورت بروز اختلاف بینشان دچار مشکل میشود.
دکتر اوحدی:
اصلا مگر بچه هر روز شناسنامه پدر و مادرش را چک میکند؟ اتفاقا این مادرها دارای شخصیتهای محکمی هستند و توانمندی بالایی در اداره امور و مشکلات از خود نشان میدهند. طبیعی است وقتی بچه مادرش را این طور میبیند از او درس میگیرد و تحسیناش میکند.
دکتر افشار نادری: تنها در یک صورت مشکلی برای این بچهها پیش میآید؛ آن هم وقتی است که والدین خودشان دائم از اختلاف سنیشان حرف میزنند و آن را علنا به مسایل و مشکلاتشان مربوط میدانند.
دکتر صمیمی:
من ندیدهام تا به حال هیچ تحقیق مدونی در این باره انجام شده باشد اما دلیلی وجود ندارد که آن بچهها با همسالان خودشان فرقی بکنند. پدر و مادر اگر در نقشهای پدر و مادری موفق عمل کنند اهمیتی ندارد که اختلاف سنی پدر و مادر چقدر بشود. مگر در جامعه نمیبینیم مادرهایی را که بیست و چند ساله هستند ولی از الگوهای تربیتی ۵۰ سال قبل پیروی میکنند؛ بنا بر این بینش و شخصیت افراد مهم است.v

اما در ازدواج بیش از همیشه شناخت از شخصیت به کار می آید. این که من چه شخصیتی دارم و با شخصیتی می توانم زندگی مشترک داشته باشم.
«شخصیت» یعنی چه؟
شخصیت مجموعه خصوصیات اخلاقی فردی است که با شناخت آنها فرد قابلپیشبینی میشود؛ از خصوصیات فردی گرفته تا خصوصیات اجتماعی و نحوه تعامل فرد با خود و دنیای اطراف برای دستیابی به اهدافش. مثلا وقتی ناکامی پیش میآید، بعضیها سعی میکنند نقاط ضعفشان را جبران و از آن بهعنوان پله استفاده کنند اما در مقابل بعضیهای دیگر سرخورده و بدبین میشوند و حتی ممکن است روابطشان را با اطرافیان قطع کنند و… همه این انتخابها به شخصیت افراد بستگی دارد.
مسلما افراد با شخصیتهای متفاوت بر اطرافیان خود هم تاثیر میگذارند و این موضوع در امر ازدواج بسیار پررنگ است چراکه ۲ نفر وقتی برای زندگی با یکدیگر اقدام میکنند، ارتباط عمیقتری با هم خواهند داشت بنابراین باید سلیقهها و خواستههایشان به هم نزدیک باشد. پس موقع انتخاب همسر، بیشتر از آنکه به تفاوتها توجه کنید، باید به تشابههایتان اهمیت بدهید تا راحتتر با همسر آیندهتان کنار بیایید و از زندگیتان لذت بیشتری ببرید.
پیش از ازدواج باید..
غیر از سطح اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و… دو خانواده که باید به هم نزدیک باشد، یکی از اولین موضوعهایی که باید به آن دقت کنید، نوع روابط اجتماعی همسر احتمالیتان است. مثلا اگر فردی روابط اجتماعی محدودی دارد، علاقهای به مهمانی رفتن ندارد، از زندگی فردی لذت بیشتری میبرد و… ممکن است با ازدواج مشکل پیدا کند چراکه در مرحله اول، ازدواج یک زندگی اجتماعی است و در مرحله بعد وقتی با فردی ازدواج کند که اهل روابط اجتماعی وسیع باشد، قطعا هم خود و هم همسرش اذیت میشود. یکی دیگر از مسائلی که باید برای فرد قبل از ازدواج مشخص باشد، هدفش است. مثلا اگر فردی کمالگرا باشد تا به ایدهآلهایش نرسد، از زندگی راضی نخواهد بود و وقت بیشتری را به شغلش اختصاص میدهد اما فردی که سقف آرزوهایش کوتاهتر است، خواستههای کمتری دارد و آن همه تلاش و کار برایش آزاردهنده است! بنابراین به این نکته هم توجه داشته باشید و ببینید در این زمینه چقدر به همسرتان نزدیک هستید.
خصوصیاتی که به اختلال تبدیل میشوند
وقتی صحبت از اختلال میشود، منظور این است که صفات و خصوصیاتی که گفته شد، شکل برجستهتر و پررنگتری به خود میگیرند و به یک اختلال شخصیتی تبدیل میشوند. در ادامه به شناخت انواع اختلالها میپردازیم اما پیش از آن یادتان باشد اگر خودتان یا فردی که قصد دارید زندگیتان را با او قسمت کنید، دچار هر کدام از این اختلالها هستید، حتما پیش از ازدواج نسبت به درمانش اقدام کنید. اولین اختلالی که باید به آن پرداخت، اختلال شخصیت وابسته است. دقت کنید فرد انتخابیتان در روابط، تصمیمگیریها و مسئولیتهایش بتواند بدون حمایت و وابستگی به دیگران زندگی کند. آنها گاهی سلطه دیگران را هم میپذیرند تا حمایتشان را از دست ندهند و در مقابل رفتارهای آزاردهنده دیگران سکوت میکنند تا مقبول بمانند.
اختلال شخصیت اجتنابی، نوع دیگری از اختلال است که فرد با وجودی که از لحاظ اجتماعی از ارتباط برقرار کردن با دیگران لذت میبرد، از برقراری ارتباط با دیگران هراس دارد. ترس از مسخره شدن، خرابکاری در جمع و… و در نهایت طرد شدن مانع از برقراری ارتباط این افراد با دیگران میشود. اگر این اختلال شدت داشته باشد و حالت بیمارگونه پیدا کند، قطعا برای فرد و همسرش مشکلساز خواهد شد. بعضی افراد هم به اختلال شخصیت وسواسی اجباری مبتلا هستند. این افراد معمولا بسیار کمالطلب هستند و انتقادپذیریشان در این زمینه بسیار کم است. آنها دوست دارند دیگران را کنترل کنند و کمالگرایی در همه جنبههای زندگیشان دیده میشود. این افراد معمولا روابط اجتماعی و تفریحشان را هم فدای کمالگراییشان میکنند و بیش از حد برای شغلشان وقت میگذارند. بیش از حد منظم، جزئینگر و بسیار انعطافناپذیرند و حتی ممکن است افراد خسیس و لجبازی هم باشند.
از خودشیفته تا ضداجتماعی
گروه دیگری از اختلالهای شخصیتی به ۴ اختلال خودشیفته، نمایشی، مرزی و ضداجتماعی تقسیم میشوند. خودشیفتهها افرادی خودخواه و خودپسندند و احساس میکنند دنیا حول محور آنها میچرخد. همیشه از بالا به بقیه نگاه میکنند و به همین دلیل احساس همدلی کمتری با دیگران دارند. زندگی با این افراد سخت است چراکه سعی میکنند دیگران را تحقیر کنند و خود را بالا ببرند. پس موقع انتخاب خوب چشمهایتان را باز کنید! مبتلایان به اختلال شخصیت نمایشی هم معمولا با ادا و اطوارهای خاص صحبت میکنند، لباس و مدل مو و… آنها با دیگران بسیار متفاوت است و تمایل زیادی به جلب توجه دیگران دارند رفتارهای این افراد هیجانی است و معمولا ارتباطشان با دیگران بسیار سطحی است؛ پس ازدواج با این افراد ریسک بزرگی محسوب میشود.
اما آن گروه از افرادی که در زندگی ثباتقدم ندارند و دائم در تلاطم هستند، مبتلایان به اختلال شخصیت مرزی هستند. این افراد در رفتار و کردار و زندگی هیچوقت پایدار نیستند و با کوچکترین اتفاقی تغییر نظر میدهند چون احساسشان در مورد خودشان هم بسیار ناپایدار است. احساس پوچی و اقدام به خودکشی، ضعف در کنترل خشم و بیثباتی در الگوهای رفتاری از دیگر نشانههای این اختلال است و افرادی که مدام شغل عوض میکنند، در همین گروه قرار دارند. اختلال ضداجتماعی گونهای دیگر از اختلال شخصیت است که حادترین حالتش را میتوان در جنایتکاران و افراد مجرم دید! این افراد نمیتوانند خود را با قانون تطابق دهند، بدون عذاب وجدان دروغ میگویند، به حریم دیگران احترام نمیگذارند و به حقوق دیگران تجاوز میکنند و همسرشان هم از این قاعده مستثنی نیست! زندگی با این افراد نهتنها سخت بلکه خطرناک است.
کسانی که به ندرت از دواج میکنند
اختلال شخصیت پارانوئید که بهعنوان بدبین و شکاک یا بددل معروف است، باعث میشود فرد خیلی سخت به دیگران اعتماد کند. این افراد اصولا به همه، حتی همسرشان سوءظن دارند و با کوچکترین اشتباهی اعتمادشان را از دست میدهند. مدام فکر میکنند دیگران میخواهند از آنها سوءاستفاده کنند بنابراین همیشه در حال انجام کارهایی هستند که دیگران نتوانند از آنها سوءاستفاده کنند. بسیار کینهای هستند و به محض اینکه اشتباهی از اطرافیانشان ببینند، سریع ارتباطشان را قطع میکنند و روابط اجتماعیشان را بر هم میزنند. این افراد معمولا اهل روابط اجتماعی نیستند و زندگی با آنها طاقتفرساست. در میان اختلالهای شخصیت، مبتلایان به اختلال اسکیزوتایپال یا گسیختهگون و اختلال اسکیزوئید کمتر سراغ ازدواج و عشق و عاشقی میروند چون اساسا افراد اجتماعیای نیستند اما ممکن است بنا به دلایلی عاشق شوند و سراغ زندگی مشترک هم بروند اما با رفتارهایی که دارند، اغلب همان زندگی انفرادی را ادامه میدهند.
مبتلایان به اختلال اسکیزوتایپال عجیب و غیرعادی با اعتقاداتی ماورائی هستند و به سحر و جادو و خرافه اعتقاد زیادی دارند؛ افرادی که برای هر کاری سرکتاب باز میکنند و دعا میگیرند و… برای دفع شر و خیر و… دنبال سحر و جادو هستند، در این گروهاند. درک این افراد از واقعیت میتواند با اشتباههای بزرگی همراه باشد و به خاطر اعتقادات عجیب و خرافیشان ممکن است دچار بدگمانی و سوءظنهای پارانوئیدی شوند.
اما اختلال شخصیت اسکیزوئید به مراتب پیچیدهتر از تمام اختلالهاست. افراد اسکیزوئید زندگی کاملا فردی دارند و معمولا نمیتوانند کسی را به دنیای خود راه دهند. این افراد در روابط با دیگران شرکت نمیکنند، بسیار منزوی و گوشهگیر هستند و از ارتباط اجتماعی و رابطه با دیگران اصلا لذت نمیبرند بنابراین معمولا از لحاظ جنسی هم افراد سردی هستند. پس تمایل کمتری به ازدواج دارند اما ممکن است به دلایل خاص عاشق فردی شوند و برای به دست آوردن عشقشان هر کاری بکنند اما بعد از ازدواج دوباره به دنیای خود بر میگردند و علاقه سطحی و ناگهانی پیشآمده را پس میزنند و به زندگی سرد، تغییرناپذیر و انفرادی خود باز میگردند.
منبع: زندگی مثبتv